ده ماهگی و اولین مسافرت هوایی دخملی
سفرنامه به کیش


سلام عششششششششششق مامان
دختر گلم تو ده ماهگی برای اولین بار سوار هواپیما شدی و من میترسیدم که نکنه اذیت بشی وگوش درد بگیری ولی شما خوش مسافرت تر از این حرف ها بودی و هم رفتن وهم برگشتن تو هواپیما خواب بودی
قربونت بشم 
ما ماه بهمن رو برای کیش انتخاب کردیم تا هوا خنک باشه وشما اذیت نشی . با خاله انسیه وعمو حامد و دایی وحید راهی این سفر شدیم. هتلمون هتل هلیا بود و با اینکه تو خونه سوپ رو بدون ادویه برات درست میکردم تو مسافرت مجبور شدم از سوپ های هتل بهت بدم که خوشبختانه سوپ های هتل واقعا با کیفیت و کم ادویه بود وخیالم رو راحت کرد
آوا عسلی تو محوطه هتل (فضای باز قشنگی داشت)


![]()
گلم میون گل ها

![]()
شب ها هوا سرد میشد وباید لباس زمستونی میپوشیدی

![]()
اولین بار که بستنی خوردی (تو سفر دیگه از دستم در رفته بودی و همه چیز بهت میدادند )

تو بستنی بخور منم تو رو میخورم

![]()
عسلی تو باغ پرندگان

![]()
عسلی رو اسکله

چقدر ماسه ها رو دوست داشتی

![]()
اولین سرسره زندگیت هم سوار شدی کوچولو



ده ماهگی و اولین مسافرت هوایی دخملی
